عشق
سمانه و مخاطب خاص
سمانه و مخاطب خاص

مهربانا! عاشقانه سر بنه بر دامنم
تا که مدهوشت کند عطرِ گُل پیراهنم
چیست این احساس سرسبزِ بهارآور، بگو
شاخهای از نسترن، یا دست تو برگردنم؟
از تب عشق تو چون خورشید میسوزم، بخوان
راز این دلدادگی را در نگاه روشنم
آنکه میخواند مرا در خلوت شبها تویی
اینکه میبوید تو را در عطر شببوها منم
در هجوم بیکسی تنها توبا من دوست باش
چون تو باشی گو تمام خلق باشد دشمنم
تشنهی نوشیدن آوازهایتماندهام
کی میآیی از غزل باران بباری بر تنم؟
تقدیم به او که نبود ولی حس بودنش بر من شوق زیستن داد دلم برای کسی تنگ است که آفتاب صداقت را به میهمانی گلهای باغ می آورد و گیسوان بلندش را به باد می داد و دست های سپیدش را به آب می بخشید و شعر های خوشی چون پرنده ها می خواند .ولنتاین مبارک دوست دارم نفسی
دیروز با دوستم بیرون بودم موقعه یرگشتن میخواستم از خیابون رد بشم
برم تو کوچه،حسابی خیابون شلوغ بود دیدم یه تاکسی سرعتشو کم کرد
سمت من،منم هی اشاره میکردم تاکسی نمیخوام !!!
درست جلوی پام ترمز زد منم سرمو خم کردم گفتم آقا گفتم که تاکسی
نمیخوام یه هو دیدم در عقب تاکسی باز شد یکی از مسافراش میخواس
پیاده شه
حالا من :||||||||||||||||||||||||||||||||||
راننده:)))))))))))))))))))))))))))
مسافرا خخخخخخخخخخخخخخخخخخ